خرید بک لینک
سلام دوستان

قبلا هر روز ی ۷۰ الی ٨۰ تا نظر میذاشتن

الان وضع بازار خرابه

البته یه سالی بود ک نبودم

یه چیز

نظر یادتون نره

برچسب: الزواج دون نظرة شرعية,الحب بدون نظرة,زواج بدون نظره شرعيه,دیپلم نظری بدون پیش دانشگاهی,وجهة نظر بدون مكياج,نظرات بدون كلام,حب بدون نظرة,فيحان بدون نظارات,تزوجت بدون نظره شرعيه,افحص نظرك بدون طبيب, نویسنده: باران محمدی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 18:51

درود بر اهل ميخانه

كه كأم با مي شيرين كردند

قسم بر چشم تو ساقي

دل از دنيا رها كردند

جهانم خاك كُوي تو

گر امشب از تو مست كردم

به أهوي چشت سوگند

كه با ياد تو تب كردم

جهانم بي تو خاموشست

منتت بر اين جهان بگذار

ديده ام با خود منور كن

قدم بر چشم ما بگذار.

برچسب: بیتالک,بیتاک,بیتا فرهی,بیتا بادران,بیتا سحرخیز,بیتالک جدید,بیتالک قرمز,بیتا دریاباری,بیتا,بیتا چت, نویسنده: باران محمدی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 18:50

در کوی محبت به وفایی نرسیدیم

رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم

هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت

چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم

با آن همه

آشفتگی و حسرت پرواز

چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم

گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات

چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم

بی مهری او بود که چون غنچه ی پاییز

هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیم

ای خضر جنون ! رهبر ما شو که در این راه

رفتیم و سرانجام

به جایی نرسیدیم

برچسب: کوی محبت,کوی محبت شبکه 2,کوي محبت,کوی محبت حفظ خطبه غدیر,کوی محبت اخبار مسابقات,کوی محبت مسابقات,کوی محبت خطبه غدیر,کوی محبت اسامی برندگان,کوی محبت تیتراژ,کوی محبت برندگان, نویسنده: باران محمدی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 8:20

گفتمش بي تو دلم مي گيرد !!!!!!

گفت با خاطره ها خلوت كن.......

گفتمش خنده به لب مي ميرد !!!!!

گفت با خون جگر عادت كن.........

گفتمش با كه دلم خوش گردد ؟؟؟؟

گفت غم را به دلت دعوت كن.......

گفتمش راز دلم را چه كنم ؟؟؟

گفت با سنگ دلم صحبت كن ......

برچسب: مناظره اللهیاری با بهرامی,مناظره اللهیاری با شبکه ولایت,مناظره اللهیاری با اهل سنت,مناظره ی الله یاری با هاشمی, نویسنده: باران محمدی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 8:20

نمی دانم

به کدامین کوه فریاد

برآورم

من شاعر شدن را مدیون کسی هستم

که از همه دنیا

بیشتر عذابم داده

نمی دانم این ترانه ها را به کدام

بال پروانه ها بنویسم

به کدامین برگ پاییز بنویسم

من شاعر شدم

در بن بست یک کوچه ی تنهایی، اردیبهشت!

همه ی این احساس را کسی در من ریخته

که خودش بی خبر است

ای بی خبر من بی تابم

برچسب: تنهایی شاعرانه,تنهایی شاعر,تنهایی در شعر شاعران,شاعران تنهایی,اشعار تنهایی شاعران,تنهایی های یک شاعر, نویسنده: باران محمدی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 8:20

سلامی دوباره

یه سوال دارم

اون هایی ک نظر میذارن !!!

با ی سلام ادم رو بلاک میکنن؟؟؟

خخخخخ

تاحالا کسی منو اینطوری نکرده بود

و نمیتونه بکنه

بجز یکی

حالا

جواب ندین هم مهم نیست

خودم میدونم

ولی باز ی نظر بدین

برچسب: درد دل,درد دل با خدا,درد دل با دوست,درد دلهای عاشقانه,درد دل عاشقانه,درد دل به انگلیسی,درد دل با خدای مهربون,درد دل كردن به انگليسي,درد دل با خدا در یک جمله,درد دلهای تنهایی, نویسنده: باران محمدی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 8:19

برچسب: نویسنده: باران محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:31

ای دریغا لحظه ای آمد که لب هایم سخت خاموشند و بر آنها کلامی نیست

خواهمت بدرود گویم تا زمانی دور زآنکه دیگر با توام شوق سلامی نیست

برچسب: شعری زیبا,شعری زیبا برای دوست,شعری زیبا از سعدی,شعری زیبا از فریدون مشیری,شعری زیبا از سهراب سپهری,شعری زیبا از شاملو,شعری زیبا از فروغ فرخزاد,شعری زیبا برای مادر,شعری زیبا برای روز معلم,شعری زیبا از نیما یوشیج, نویسنده: باران محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:31

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهي به جز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پر از درد بي اميد در وادي گناه و جنونم كشانده بود رفتم كه داغ بوسه ي پر حسرت تو را با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم رفتم كه نا تمام بمانم در اين سرود رفتم كه با نگفته به خود آبرو دهم رفتم ، مگو مگو كه چرا رفت ، ننگ بود عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما از پرده ي خموشي و ظلمت ، چو نور صبح بيرون فتاده بود به يك باره راز ما رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم در لا به لاي د

برچسب: رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت,شعر رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت,رفتم مرا ببخش و مگو که او وفا نداشت, نویسنده: باران محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:31

خدا گر پرده بردارد

ز روی کار آدمها

چه شادیها خورد بر هم

چه بازیها شود رسوا

یکی خندد ز آبادی

یکی گرید ز بر بادی

یکی از جان کند شادی

یکی از دل کند غوغا

چه کاذب ها شود صادق

چه صادق ها شود کاذب

چه عابدها شود فاسق

چه فاسق ها شود پیدا

چه زشتی ها شود رنگین

چه تلخی ها شود شیرین

چه بالاها رود پایین

چه اسفلها شود علیا

عجب صبری خدا دارد

که پرده بر نمیدارد

وگرنه بر زمین افتد

ز جیب محتسب مینا

برچسب: عجب صبری خدا دارد,عجب صبری خدا دارد ستار,عجب صبری خدا دارد حسن شجاعی,عجب صبری خدا دارد کارو,عجب صبری خدا دارد سعید,عجب صبری خدا دارد ستار mp3,عجب صبری خدا دارد شعر رازق فانی, نویسنده: باران محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:31

صفحه بندی